رمز خودرا فراموش کردم
عضویت و کارت عضو
اخبار و اطلاع رسانی
وصیت نامه شهید شادیفر
وصیت نامه دل‌نوشته‌ 1 دل نوشته 2دل نوشته 3
شرایط استفاده

فرازی از دل نوشته های دانشجوی شهید وحید شادی فر

 

دل‌نوشته‌هاي دانشجوی شهید وحيد شاديفر:

بسم الله الرحمن الرحيم

مرغ باغ ملكوتم، نيم از عالم خاك...................چند روزي قفسي ساخته اند از بدنم

اي خوش آن روز كه پرواز كنم تا بر دوست..........به هواي سر كويش پرو بالي بزنم

من همان مرغي هستم كه در 31 مرداد 1345 اسير اين تن شدم و دائم در اين آرزو بودم و هستم كه خدايا كِي مي شود از اين تن رها شد و به سوي تو پرواز كنم.

الحمدالله اين روز نزديكتر مي شود. پس خودمان را بايد آماده كنيم. خوشبختانه بنده هنوز 13 سال نداشتم كه انقلاب پيروز شد و در هواي تميز و سالم بعد از انقلاب رشد كردم و در سن 15 سالگي، حدوداً در مهر سال 60 به عضويت انجمن اسلامي دبيرستان ابوذر غفاري در آمدم و در تابستان 61 با راهنمايي چند تن از دوستان و عزيزان به پايگاه شهيد مصطفي‌زاده، راهنمايي شدم و در آنجا پس از يك سري مراحلي كه طي شد ثبت‌نام كردم و اسمم در دفتر حق‌ تعالي ثبت گرديد و از آن موقع تا الان كه افتخار بسيجي بودن را دارم در قسمت‌هاي تبليغات، گشت و نگهباني و بخش دانش آموزي، با ساير عزيزان همكاري داشتم. اين چند سال كه در خدمت عزيزان بسيجي بودم، واقعاً بهترين دوران زندگي من بود و خداي را شكر مي كنم و شرمنده هم هستم كه نمي توانم شكر همين نعمت را، كه در بهترين دوران زندگي، در فخر جواني اين نعمت را به من ارزاني داشت كه بتوانم بيايم داخل بسيج و براي او خدمت كنم.

لذا واقعاً از درگاه خداوند متعال شرمنده‌ام كه شكر همين يك نعمت را هم نتوانستم انجام دهم چه رسد به نعمت‌هاي ديگر.

دوستان، خدا خيلي خوبه، خدا بزرگه، خدا با سخاوته، خدا بخشنده و مهربان است، خداوند دانا و توانا، بينا و شنوا است، او خالق ما هست و خودش هنگامي كه ما را خلق مي‌كرد، فرمود: «نفخ فيه من روحي» يعني از روح خودم در كالبد اين انسان دميدم.

ما كه روح خداييم بايد همان‌طوري كه يك قطره از يك دريا، تمام خاصيت‌ها و رنگ و بو و مزه و طعم و همه اين خاصيت‌ها را دارد، ما هم به همان نسبت تا جايي‌كه بتوانيم اين صفاتي را كه در خداوند است در حدي خيلي پايين‌تر در ما تجلي داشته باشد. اگر مي‌گوييم خداوند بخشنده است، ما هم بخشنده باشيم، ما هم مهربان باشيم، ما هم بينا باشيم و خطوط انحرافي را درك كنيم و بر عليه‌شان مبارزه كنيم، ما هم شنوا باشيم، حرف‌هاي خوب را بشنويم و عمل كنيم.

آري خدا مي گويد: «بندگان من، من عاشق شما هستم، بياييد با هم همرنگ شويم.» اما ما خيلي دوريم. واقعاً از معرفت دور هستيم. خدا مي گويد: «تو يك قدم به سمت من بيا، من ده قدم به سمت تو مي آيم.» اما ما عاجزيم حتي از اين يك قدم جلو رفتن به سمت خدا. پس اي خداي مهربان، تو كه مهرباني، تو كه در ازاي يك قدم ما، ده قدم به سوي ما مي‌آيي و ما را به خودت نزديكتر مي كني، خدا لطفي كن و اين يك قدم را هم خودت بيا جلو چرا كه ما حتي همين يك قدم را نمي توانيم بياييم. دوستان از اين لحظات زندگيتان حداكثر استفاده را بكنيد. مبادا يك لحظه، حتي يك لحظه و يك ثانيه از ياد و ذكر خداوند غافل شويد. به‌ياد آريد همه اموات را. اين ها از خدا درخواست مي كنند که خدایا ما را یک لحظه، چند ثانیه اگر شده، ما را بفرست توي این دنیا، تا عمل تو را انجام بدهیم؛ اما خداوند هیچ اجازه‌ای به اینها نمی‌دهد. ما که در این موقعیت هستیم چرا استفاده نکنیم، چرا پس از این که مردیم و جسم‌مان پودر و روح‌مان عذاب می‌دید، برویم و بگوئیم: «خدایا ما را برگردان به این دنیا.» تا در این دنیا هستیم قدر خودمان را بدانیم و از ذکر و تسبیح فراموش نکنیم.

 

 

 
تاریخ: